lördag 19 juni 2010

تنها











شامگاهان که سحر میمیرد

مرگ پا می‌گیرد،

سهممان از بودن،

از تولّد تا مرگ،

گریه تلخ غریبیست و پس،

مرگ در شام غریب.

وای،‌ای وای ،‌ای وای

عشق اگر با ما بود،

شب اگر تنها بود،

دستهامان، اگر،

میرسیدند به هم،

اگر اشکی ز محبت میریخت

( پروانه)


Inga kommentarer:

Skicka en kommentar