شامگاهان که سحر میمیرد
مرگ پا میگیرد،
سهممان از بودن،
از تولّد تا مرگ،
گریه تلخ غریبیست و پس،
مرگ در شام غریب.
وای،ای وای ،ای وای
عشق اگر با ما بود،
شب اگر تنها بود،
دستهامان، اگر،
میرسیدند به هم،
اگر اشکی ز محبت میریخت
( پروانه)
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar