torsdag 18 november 2010


یادتون باشه ، اگریک روز سرد زمستانی از خواب بیدار شدید، قهوه خوردید و هوس کردید برید بیرون یک سیگار صبحگاهی بکشید، لباس خواب تنتون نباشه، اگر تو هتل زندگی‌ می‌کنید کلید رو هم یادتون نره بگذارید تو جییب مبارکتون، دخترها، آرایش هم یادتون نره. پسرا ادکلن بزنید، چون امکان داره بعد از نیم ساعت تو سرما لرزیدن و منتظر سکوریتاس موندن، ماموری که برای کمک میاد شبیه وان دیزل باشه یا کترین زییتا جونز... در هر صورت،فکر کنم سرما خوردم، چون همین یک ساعت پیش همین بلا سر من اومد. برای اینکه گرم بشم کمی‌ دورو بار هتل قدم زدم ، که کشف جالبی‌ کردم، پشت هتل ، روبروی بندر محوطه‌ای بود پر از مجسمه‌های یخی زن و مرد، با نیانس‌های مختلف، بعضی‌ها با لباسی کم ، بعضیها تقریبا لخت، واقعا این نروژی‌ها چه مجسمه سازهای ماهری هستند، کشف بعدی که باز هم بیشتر متعجبم کرد این بود که اینجا از قرار معلوم یک گالری باز بود، به نام سویدیش گالری، گالری سوئد یها، اونم درست پشت هتل سوئدی ها، از قرار معلوم نروژی‌ها اونقدر هم که میگن از سوئدی‌ها بدشون نمیاد... اچوو، آره درست حدس میزدم، سرما خوردم، خوب شد اون مأمور سکوریتس با عجله در عرضه ۴۵ دقیقه خودشو به من رسوند، میگفت از اون طرف خیابون به هتل راهی‌ سخت و پر پیچ و خمه. و خیلی‌ سوئدی‌ها که همین بلا سرشون اومده شانس منو نداشتند . .. حالا یک چای گرم بخورم و بعد حاضر بشم که دیر نرم سر کار، چون نروژی‌ها از دو چیز خیلی‌ متنفرن، ۱ سوئدی ها، ۲ سوئدی‌های که دیر میرن سر کار...

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar