
من عاشق یک عکس ،
من عاشق یک روح ناشناس
من عاشق یک طنین آشنا،
هرگاه که چهرهٔ او برق میزند
قلبم ز آتش عشق، آب میشود.
پتک نهان پر صلابتش
سندان زندگی،
من آبدیده، آبدیده، آبدیده ام
از اینجهت ،
نه خورد میشوم، نه هلالی
این هم حکایتیست
.....
که فهمش هزار سال،
...
یا لحظهای فقط
فقط
،
فقط.
پروانه
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar