
"هنرمند مدعی به پایبند نبودن به هیچ گونه تعهد سیاسی و اجتماعی صاف و ساده دروغ می گوید. او با برخورداری از امکانات بسیار فراوانی که سیاست مسلط حاکم فراهم می آورد در واقع به زبان بی زبانی در موضع طرفداری از آن سیاست جای دارد".یا اینکه با تعهد ،نظر به تأثیری که میتواند روی طرفدارانش بگذرد پا به پای مردم ، سنگر به سنگر از هنر خود به عنوان سلاحی قوی در پیشبرد اهداف آزادیخواهانه خویش و مردمی که به او بال و پر داده اند و با آغوش باز پذیرایش شده اند استفاده میکند.." همان بودنش، تعهد سیاسی است".
هنری که در خدمت مردم نباشد یا کلیشه هست یا یکی دیگر از روشهای قدرت حاکم برای گمراهی مردم. کم نیستند به اصطلاح هنر مندانی که آگاهانه مثل ویروس در مغز مردم نفوذ میکنند که روند سالم هقجویانهشان را به بیراههٔ تعفن و فنا بکشند.قدرت حاکم هیچ وقت از هنرمندان گمنام در این رابطه استفاده نمیکند، برعکس از کسانی استفاده میکند که دارای محبوبیت فراوان هستند، و اینجاست که صداقت تعهد این اشخاص بسان یک انسان و یک هنرمند به آزمون گذاشته میشود. خیانت یک هنرمند خیانتی رذیلانه است.
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar